تبليغاتX
بال پرواز برای رسیدن به تو - سایه
زندگی بال وپری دارد با وسعت عشق

 

 

 

 

TinyPic image

 

شعرهایم رنگ غم دارد

میخوانیشان؟

قصه هایم تو را کم دارد

دیشب از آسمان بی تکاپوی بی ستاره

بارانی بر سر غم هایم نبارید

دیشب احساس زن بودن در من مرد

آذر بروی دستهایم جان سپرد

عاشقی در حصار تنگ واژه جان باخت

شعرهایم رنگ خزان گرفت

رنگ زن، رنگ دلهره،رنگ سراب

رنگ نیلوفری زندانی در میان مرداب

شعر هایم نه که از سر عیش و سرمستی

نه که از سر جاوادانه شدن در کلام

یا که خامی خاطر دختری ساده دل

مشق امشبم سوگند به قلم از سر دلتنگیست

همه فریادهائی خاموش !

و دوچشم بارانیم کویر لوت

خنده طرحی گنگ بر لبان خاطره

پای در بند سنت ،اسیر خویش

دست هایم را کاشتم

درین وادی غربت انسان

سبز اما نشد!

هیچ نهالی در باغ احساس.

سایه ها شکستند بر سرم

و طوفان وزیدن گرفت

تا گیسوانم پریشان شود

پریشانتر از بخت شبگردان آواره

آه این من بودم؟

همان زن تنها؟

با دو دستی که نروئید!و ناتوان در میان تند باد

و نه حتی سیمانی تنها از جنس بلور

از جنس احساس و اندیشه

کلاغهای سیاه غروب دلتنگ آخرین جمعه

نشسته بر سر بام در انتظار مرگ زن

شکسته سایه ای بر سر که خود سایه ای بیش نبود..

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 8  توسط آذر .محمودی  |